
زمستانی که راه بسته شد
زمستانی که راه بسته شد هفت سالم بود که اون زمستون اومد. روستای نقاش، نزدیک آوَج. برفی بارید که پیرهای روستا هم یادشون نمیاومد مثلش رو دیده باشن. سه روز و سه شب بارید. روز چهارم که آسمو…
خواندن نوشته ↗روایتهای بلند و رشتهها؛ از توماس و اریک بوکسور تا سه رفیق ماهیگیر.
۱۹ نوشته

زمستانی که راه بسته شد هفت سالم بود که اون زمستون اومد. روستای نقاش، نزدیک آوَج. برفی بارید که پیرهای روستا هم یادشون نمیاومد مثلش رو دیده باشن. سه روز و سه شب بارید. روز چهارم که آسمو…
خواندن نوشته ↗
اریک بوکسری که ... (ارزش خوندن داره) بذارید داستان رو از دوران نوجونی اریک شروع کنیم اریک در دوران دبیرستان وضعیت معمولی ای داشت و زیاد به درس یا موضوع علمی خاصی توجه نشون نمیداد. تنها…
خواندن نوشته ↗
دیالوگ پیرمردی که با خودش در اوایل سال ۵۶ تماس میگیره - ا الو … آقا هاشم …؟ هاشم جوان جواب میده + الو … بله بفرمایین… ؟ شما …؟ - آقا هاشم من از آینده تماس میگیرم از ۴۶ سال بعد … + چی د…
خواندن نوشته ↗
تصویر جلدیکه بزودی به واقعیت تبدیل میشود ... 🚨⚡️هشدار (اشک خواهید ریخت) پیشنهاد میکنم قبل از خوندن این متن آمادگی لازم رو داشته باشید چون من در موقع نوشتنش فقط اشک ریختم و فکر میکنم شما هم هم…
خواندن نوشته ↗
سه رفیق ماهیگیر و نجات از جزیره کمی حوصله به خرج بدین و این داستان رو بخونید سه تا رفیق بودن که یه لنجی رو دست و پا کرده بودن و هر روز ماهیگیری میکردن و یه جورایی از این راه زندگیشون ر…
خواندن نوشته ↗
بچه شیر گمشده تو این داستان ما تو یه جنگل با صفا یه بچه شبری بود که شاد و بازیگوش بود. تمام روز رو در حال بازی و دویدن و غره کشیدن بود. اما معمولاً دور و بر خانوادش میچرخید که مبادا گم…
خواندن نوشته ↗
خیلی مهم از صحنه جنگ و پیشروی آروم اما مطمئن این داستان بر اساس شرایط امروز نبرد ما با ج.ا نوشته شده و بسیار مهم هست. پس حوصله کنید و با من باشید تا به نکته خیلی مهمی در این داستان بپرد…
خواندن نوشته ↗
سفر در بیابان انقلاب ملی ایران حال که در مسیر این انقلاب افتادیم و فراز و نشیبهای زیادی رو تجربه کردیم ، دیگه همه میدونیم که این یک شرایط ویژه هست و با هم در حال تجربه اتفاقهای بزرگی…
خواندن نوشته ↗
توماس کارگر کارخانه شکلات سازی این داستان رو بخونید که بهتر بتونیم به پادشاه و انقلاب ملیمون کمک کنیم توماس تقریباً سه سالی میشد که در یک کارخانه شکلات سازی کار میکرد مدیر کارخانه هم…
خواندن نوشته ↗
من دیگر سرباز نیستم ، من یک مبارزم...! قبل از خوندن باید پوزش بطلبم بابت دردناک بودن این داستان اما خیلی مهم هست و باید می نوشتم...صبورانه بخونید...! تقریباً دو سالی می شد که رضا وارد ن…
خواندن نوشته ↗
داستان خواندنی توماس کارگر یک اسطبل در نزدیکی لندن #آگاهی در مورد صادراتی ها و عوامل نفوذی طولانی اما مهم توماس که از خانواده خیلی فقیری بود و در مزرعه ای که پدرش برای یکی از لردها بود…
خواندن نوشته ↗
🚨داستان پرواز با نقص فنی چند سال پیش بود که دایی من با خانوادش برنامه سفر چیدن و قرار بود برای یک هفته به یه ایالت دیگه در آمریکا برن که هم گشتی زده باشن و هم یه سر به چندتا از دوستانش…
خواندن نوشته ↗
(به یاد زیبا دختر سرزمینم نیکا شاکرمی) لطفاً بخونید #داستان پیرزن و دختربچه ای به نام نیکا تو داستان ما یه دهکده بود که همیشه شب بود و همه جا تاریک بود هیچ نوری نبود و مردم دهکده تو تار…
خواندن نوشته ↗
یک خاطره کوچک از پدربزرگم و پرنده کوچکش ، بخونید حتماً وقتی کودکی ۷ یا ۸ ساله بودم بدرزرگم در گوشه اتاقش کنار پنجره یه قفس کوچک و یه پرنده خوش صدا داشت به اسم زیبا. گاهی ساعتها کنارش می…
خواندن نوشته ↗
🚨🚨🚨 ارسالی از ایران 🚨🚨🚨 “درود خان داداش به بدبختی تونستم موقت به اینترنت دسترسی پیدا کنم. اینجا به معنای واقعی قیامته. برای ما بوی پیروزی میاد و برای اونا بوی تعفن سرنگونی و خودشو…
خواندن نوشته ↗
سفر در زمان و داستان شهر من در شهر من خیابانها تمیز هستند اما … پاکبانان شهر در هیچ خانهای را برای کمک ماهیانه و عیدی نمیزنند در شهر من کودکان در مدرسه و گل فروشان در باغ گل در شهر م…
خواندن نوشته ↗
بخوانید و بازنشر دهید یه داستان کوچک اما تلخ از دوران دبستان و ناظم ظالممون کلاس دوم بودم که بخاطر کار پدرم منتقل شدیم به تهران و تو یکی از مدارس کوچک در یکی از محلههای قدیمی ثبتنام ش…
خواندن نوشته ↗
همیشه عاشق حال و هوای نوروز بودم و پرسه زدن تو بازار و خیابونای رنگین شهر ... چشم چشم می کردم حاجی فیروز رو ببینم و بگم دلت شاد که شاد می کنی ملتی رو... امسال اما...حاجی فیروز دل آواز ن…
خواندن نوشته ↗
در مسیر انقلاب سوار بر قایق بادی باشیم یا پاروئی ۱/۷ روزی دو گروه در دریا تصمیم گرفتند تا رسیدن به ساحل مسابقه بذارن… یک گروه بر روی یک قایق پاروئی بودند و یک گروه هم بر روی یک قایق باد…
خواندن نوشته ↗نوشتهای با این جستوجو پیدا نشد.