← بازگشت به داستان‌های دیگرداستان‌های دیگر

تماس از آینده به سال ۵۶

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#داستان دیالوگ پیرمردی که با خودش در اوایل سال ۵۶ تماس میگیره - ا الو … آقا هاشم …؟ هاشم جوان جواب میده + الو … بله بفرمایین… ؟ شما …؟ - آقا هاشم من از آینده تماس می‌گیرم از ۴۶ سال بعد … + چی داری میگی …؟ پرسیدم شما ….؟ - آقا هاشم نرو … نرو تظاهرات … به شاه و مملکت خیانت نکن … + چی…؟ تو کی هستی…؟ مأمور ساواکی …؟ - آقا هاشم … هرچی بهت گفتن هرچی تو مغزت کردن دروغه .. این آخوندا هممون رو بدبخت کردن + روحانیون …؟ در مورد امام و روحانیون درست صحبت کن… - خمینی غلط کرد و بد بختمون کرد … هاشم نکن … + امام خمینی نجاتمون میده … آزادمون میکنه - آخه بی شرف از چی آزادتون می‌کنه .؟ همه چی که دارید؟؟؟ کدوم آزادی رو دنبالشی؟؟؟ (زنی با گریه و زجه) * بده من گوشی رو … هاششششم منم زری … زنت * کثافت … نکن که هممون رو بدبخت کردی + زری تویی …؟ چی میگه این یارو … تو کجایی…؟ * این یارو خود احمقته … هاشم …مرتضی … مرتضی پسرمون رو دارن اعدام می‌کنن … + چی داری میگی … ای خدا اینجا چه خبره…؟ زری با گریه میگه: مرتضی رفته بود برای همون آزادی‌ای که توی بدبخت داری و ما ۴۶ سال بعد انقلابتون نداشتیم تو خیابون شعار بده و مأمورای امامتون گرفتنش و فردا اعدامش می‌کنن * لعنتی نرووووووووو … به شاه و ایران خیانت نکن که زندگی و بچه‌مون رو ازمون گرفتن …. * به هر دری زدم به هرکی التماس کردم فایده نداشت… بوق بوق بوق تماس قطع شد … مملکت ۴۶ سال است که تاوان بزرگترین اشتباه تاریخ یک جماعت ساده‌ای را می‌دهد که برای چیزی جنگیدند که داشتند … #جاویدشاه

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۴ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «تماس از آینده به سال ۵۶» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗