← بازگشت به داستان‌های دیگرداستان‌های دیگر

توماس و کارخانهٔ شکلات‌سازی

آراموفن

رشته‌توییت اصلی، به ترتیب انتشار و همراه با تصویرهای هر بخش

۱
#رشتو #داستان توماس کارگر کارخانه شکلات سازی این داستان رو بخونید که بهتر بتونیم به پادشاه و انقلاب ملیمون کمک کنیم   توماس تقریباً سه سالی می‌شد که در یک کارخانه شکلات سازی کار می‌کرد   مدیر کارخانه هم کمابیش کارگرهارو می‌شناخت و از توماس هم راضی بود. #جاويدشاه 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۲
اما چند وقتی بود که یک کارخانه دیگه هم در نزدیکی تأسیس شده بود و تو همین مدت کم ، بخش زیادی از سهم بازار رو به خودش اختصاص داده بود.   صاحب کارخانه از این بابت اصلاً خوشحال نبود و کم کم نارضایتی از وضعیت و کم کاری کارگرها رو عامل این شکست می‌دونست. 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۳
به پیشنهاد یکی از مشاوران کارخونه قرار شد که تعداد نیروهارو افزایش بدن تا بتونن میزان تولید رو بالا ببرن   اما حتی با افزایش نیرو نه تنها میزان تولید و فروش بالا نرفت بلکه شرایط کاری هم سخت تر شده بود.   کارگرها هماهنگی لازم رو نداشتن و محیط کار هم وضعیت مناسبی نداشت. 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۴
توماس که عاشق فوتبال بود و بعد از ظهرها در تیم محله‌شون بازی می‌کرد به یه فکری رسید و فردای اونروز به دیدار مدیر کارخونه رفت   بعد از ابراز احترام ، به مدیر گفت: من عاشق فوتبال هستم و همونطور که می‌دونید فوتبال یک بازی تیمی هست و نمیشه هر بازیکن جداگونه کار بکنه…! 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۵
مدیر که توجه‌ش جلب شده بود گفت ادامه بده ببینم چی می‌خوای بگی...   گفت: راستش اون پایین توی کارخونه اصلاً جَو درستی وجود نداره... کارگرها حتی اسم همدیگر رو هم نمی‌دونن. کمتر باهم حرف می‌زنن و حسابی هرکی به کار خودش سرگرمه... 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۶
برای درست کردن شکلات باید مراحل مختلف و گروها و آدمهای مختلفی در خط کارخونه کار بکنن اما هیچ کدوم از این افراد با هم حتی حرف نمی‌زنن... چطور انتظار دارین که به هم کمکی بکنن ...   شما حتی کارگرهای جدیدی رو جذب کردین و این خیلی خوبه اما ...
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۷
همین کارگرهای خودمون که سالها هم هست براتون کار می‌کنن هنوز نتونستن با هم دیگه کار بکنن و در واقع هرکی داره فقط کار می‌کنه... مثلاً چند وقت پیش یادتونه یکی از خط‌های شکلات مشکل داشت و شما مجبور شدین اون خط تولید رو دو روز تعطیل کنین ؟ 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۸
مدیر گفت: آره و خیلی هم ضرر کردیم. توماس ادامه داد: اونروز من به چند نفر از کارگرها گفتم می‌تونیم تا زمانیکه این دستگاه درست بشه تقسیم کار کنیم و اگه شاید روزی هر کدوم نیم ساعت بیشتر کار کنیم مشکل برطرف بشه … اما کسی قبول نکرد و … 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۹
خیلی‌ها به من گفتن تو فقط دو سال هست که اومدی و نمی‌خواد به ما بگی بچه جون ، که چی کار کنیم. ما هر کدوم کار خودمون رو داریم انجام می‌دیم…   مدیر کارخونه سیگارش رو روشن کرد و گفت خوب راهکارت چیه؟ 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۱۰
توماس گفت: فقط کافیه کارگرها بیشتر و بهتر با هم هماهنگ باشن. دست از خودخواهی بردارن و به حرف همدیگه بیشتر گوش بدن. با هم کار کنن بجای اینکه جداگونه کار کنن.   شاید محیط اگه دوستانه تر بود حتی نیازی هم به نیروی جدیدتر نبود... 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۱۱
درست مثل فوتبال همه تیم باید باهم کار کنن و همیشه حواسشون هم به همدیگه باشه.   گفت یه پیشنهاد دارم... مدیر گفت: چه پیشنهادی ؟ گفت: بجای اینکه ازشون بخواین بیشتر و سخت تر کار کنن... یه برنامه بذارین و شاید حتی یه شام و بگین همه بیان و با هم تا امروز رو جشن بگیرن. 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۱۲
بجای اینکه از ناراحتی عقب موندن حرف بزنین از آینده و روزهای بهتر صحبت کنین و این دقیقاً کاریه که ما وقتی برای یک بازی فوتبال می‌ریم ، با بچه های تیم حرف می‌زنیم.   تو تیم محله ما کسی نه از اونیکی بالاتره و نه بهتره ، چون همه می‌دونیم تیم بدون اون یکی دیگه تیم نیست... 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۱۳
چقدر این داستان با حال و هوای امروز ما همخونی داره نه؟   ما در سامانه پادشاهی داریم تلاش می‌کنیم... زحمت می‌کشیم ... اما حقیقتاً چقدر با هم کار می‌کنیم …؟ چقدر با هم حرف می‌زنیم ؟ آیا واقعاً ما خودمون رو برابر می‌دونیم؟ 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۱۴
آیا واقعا قبول داریم که اگه فلانی یا یه پادشاهی خواه دیگه نباشه دیگه تیم نیستیم...؟ دیگه ما نیستیم…؟ نیروهای جدید و تازه جدا شده از بدنه نظام رو چطوری می‌خوایم پذیرا باشیم در حالیکه هنوز خودمون پذیرای هم فکر خودمون نیستیم...؟ فرمان شاه اتحاد ماست…! 👇🏼👇🏼👇🏼
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗
۱۵
بیاین برای چند لحظه با هم یه ضیافت کوچیک داشته باشیم و آنچه تا امروز بدست آوردیم رو جشن بگیریم ... بیاین حالا که فقط چند قدم تا جنگ نهایی و پیروزی مونده با هم باشیم...   وقتی با هم بودیم آغوشمون هم گرمتر و هم مشتمون قویتر خواهد بود...   پاینده ایران #جاویدشاه پایان رشتو
تصویر همراه همین بخش از رشته در ایکس
اصل این بخش در ایکس ↗

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۹ پاسخ دیگران
نمایش ۹ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «توماس و کارخانهٔ شکلات‌سازی» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗