← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

خانه بی پدر بود ، تا روزی که ملت خواب بود

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#دلنوشته خانه بی پدر بود ، تا روزی که ملت خواب بود… یعنی پدر بود ، ولی ملت خواب بود … هر چه پدر گفت ، ای ملت سحر نزدیک است ملت از درد و غصه اما بی تاب بود … در ظلمت شب به تاراج بردند داغ بر پیشانیان نه خاک به کشت ، نه آبی به تالاب بود … ای هموطن ، ای رفیق ، پاره تن حرف با تو ، چه ز رشت و زاهدان ، چه چالاب بود … امروز و این لحظه که جمله بیدار شدیم غفلت نکنیم تا نگیم حیف ، این لحظه چه ناب بود … خان داداش ۲۰ مهرماه ۲۵۸۳ شاهنشاهی پاینده ایران #جاویدشاه

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۲ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «خانه بی پدر بود ، تا روزی که ملت خواب بود» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗