و دیگر نگاهم به افق آرزوها دوخته نخواهد بود

#دلنوشته
و دیگر نگاهم به افق آرزوها دوخته نخواهد بود …
دیگر دستم برای شفا تسبیه نخواهد چرخاند …
دیگر در برابر تحقیر به نام حیا ، سکوت پیشه نخواهم کرد …
دیگر برای نفس کشیدن بی اجازه ، ذوق نخواهم کرد ، به بهای مهر ویزای وداع …
زندگی بی داد نمیشود اما ، دیگر دادخواهیم را با سر خم فراموش نخواهم کرد …
دیگر برای رقصیدن زیر باران ، به زیر دریای کاسپین پناه نخواهم آورد …
نه اشتباه نکن … من جان از کف ندادهام …
من زنده اما فارق از بند ترس گشتهام …
من راه آزادی یافتهام …
من دیگر میدانم …
پاینده ایران
#جاویدشاه