ایرانیان داخل و خارج

#دلنوشته ایرانیان داخل و خارج
سالها پیش چقدر فاصله بین مردم داخل و خارج نشینها بود و دردآور بود.
آنکه در داخل بود خارج نشین رو آزاد شده و بی درد میدید و آنکه خارج بود در نفس تنگی حصرت نون و پنیر مادربزرگ و بوی باران بهاری …
خارج نشینی که کابوسش سفری اضطراری برای به خاک سپردن عزیزی بود که لحظات آخرش نتوانسته بود کنارش باشد.
اما امروز …
امروز میبینم که به یکپارچه خارج نشینش سراسر افتخار از مردم سرزمینش و به هر دری میزند تا صدایش باشد و مردم داخل با شور و قدرت به هر طریقی پیام افتخار برای خارج نشینان میفرستند.
هردو دردی مشترک را زندگی میکنند و همچون کادر جراحی که بصورت یک تیم پنس و پانسمان دست به دست میکنند تا مرهم زخمی باشند و التیام یکدیگر…
این همان ایرانیت است…
این همان آرمانیست که هزاران سال نام ایران و ایرانی را نامدار نگاه داشته است.
امروز داخل و خارج گفتن فقط تفاوت ماهیت وظیفه ملی را نشان میدهد. وگرنه وظیفه ملی تنها نقش زرین این فرش تاریخ است.
بنازم به ایرانی بودنم…بنازم به مردمم…بنازم به یکپارچگی این سرزمین که دلیلش تنها و تنها ایران و پادشاهش رضاشاه دوم است …
بنازم به فریادیکه از کوچهها و خیابانهای ایران تا سراسر دنیا طنین انداز شد ، #جاویدشاه
پاینده ایران