← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

شعر بی در و پیکر و بی قافیه از خان داداش

آراموفن
تصویر جلدیِ مستقل برای این نوشته
تصویر جلدیِ این صفحه؛ همراه پست اصلی در ایکس نبوده است.
#دلوشته شعر بی در و پیکر و بی قافیه از خان داداش اگر امروز دل به دریای این جنگ ناپاک زنم قمار زندگی و دلخوش بر این چهره بیباک زنم تا روزی که در بیداری بوسه بر خاک زنم همان روزی که خار در چشم ضحاک زنم در آغوش بگیرم هر کس که مرا دید در آن روز تا با جان و دل و لب بوسه بر چشمان پاک زنم بر لب رود شمیران رقصم که شاه ایرانم بازگشته و من مهر بر لب هر آدم شکاک زنم #جاویدشاه

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۱ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «شعر بی در و پیکر و بی قافیه از خان داداش» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗