شعر بی در و پیکر و بی قافیه از خان داداش

#دلوشته شعر بی در و پیکر و بی قافیه از خان داداش
اگر امروز دل به دریای این جنگ ناپاک زنم
قمار زندگی و دلخوش بر این چهره بیباک زنم
تا روزی که در بیداری بوسه بر خاک زنم
همان روزی که خار در چشم ضحاک زنم
در آغوش بگیرم هر کس که مرا دید در آن روز
تا با جان و دل و لب بوسه بر چشمان پاک زنم
بر لب رود شمیران رقصم که شاه ایرانم
بازگشته و من مهر بر لب هر آدم شکاک زنم
#جاویدشاه