← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

نزدیکای صبح بود و هنوز خوابم نبرده بود

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#دلنوشته نزدیکای صبح بود و هنوز خوابم نبرده بود ... بلند شدم و رفتم به ساحل ... دریا هم بی قرار بود ... انگار منتظر خورشید در تب و تاب عجیبی بود ... باد ، سر آواز گرفته بود و صورتم رو نوازش می‌کرد ... حرفهای دیروز بد جور روی سینه‌م سنگینی می‌کرد و دلم می‌خواست بریزن از دلم بیرون ... ایستاده بودم و به دور دستها نگاه میکردم ... گویی دنبال کشتی نجاتی بودم که از آنسوی دریا به ساحل من قرار بود برسه ... کمی قدم زدم و به جوانی رسیدم که کنار ساحل آتش کوچکی روشن کرده بود و سازدهنی می زد... ایستادم و نگاهش کردم ... لبخندی زد و گفت اگه میخوای سبک بشی کفشهایت را دربیار و برهنه راه برو ... گفت با زمین ، با ساحل و دریا دوست باش ،‌ حسش کن ... گفتم دنیا با من غریبه ... گفت تو کفشهات رو در بیار و بذار شن نوازشت کنه و دریا بشوره هرچی تلخیه ... پای برهنه به سمت دریا راه رفتم ... باورم نمیشد ... دریا به سمت من موجی فرستاد و خنک کرد نفسم را به عقب برگشت و گویی تمام داغی تنم را با خود برد ... از خودم پرسیدم من با چه کسی قهر کرده بودم ... من چرا از خودم دور بودم ... گفتم چه کرده با من این دنیای پر از خرافات ؟ چه کرده با من این ندانستن ها ... چرا تا امروز بر این باور بودم که کفش محافظ پاهای من خواهد بود ، در حالی که ساحل تنها دوستی بود که بی منت مرا از درد رها کرد ... هم وطنم ، پاره تنم ، شاید وقت آن رسیده که کفش باورهای غلط رو از پا بکنیم و به ساحل خرد و دانش اعتماد کنیم ... شاید کفش دین و نذری و دعا ، من و تو را از آزادی دور کرده که رسیدن بهش رو آرزویی در آنسوی دریا می بینیم ... در حالیکه همینجاست ... در قلب و باور ما ... پاینده ایران #بازگشت_به_ایرانیت

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۳ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «نزدیکای صبح بود و هنوز خوابم نبرده بود» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗