← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

روزی که برمی‌گردم

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#دلنوشته داستان روزی که بر می‌گردم …! چراغهای هواپیما خاموش شده بود و تقریباً همه خواب بودن. یه تعداد کمی هم سرگرم فیلم دیدن بودن. من اما نه می‌تونستم بخوابم و نه توان دیدن فیلم داشتم چون همش به لحظه رسیدن فکر می‌کردم… روزها و سالهای پر از درد و فراز و نشیبی رو دور از وطن گذرونده بودم. به هر ترتیب بود گذروندم تا اعلام کردن که بر فراز آسمان تهران هستیم و تا دقایقی دیگر پرواز میشینه … تپش قلب گرفته بودم… از پنجره نگاه میکردم هنوز بالای ابرها بودیم … چشمانم پر از اشک بود و نمیتونستم درست ببینم… رفتیم توی و ابرها و …. چشمم افتاد به خاکم ایران … باورم نمیشد … تنم به لرزه افتاده بود … یه نگاه به اطرافم انداختم … این بار کسی در تکاپوی روسری زدن نبود … کسی استرس نداشت … کسی اخم نداشت … اینبار همه لبخند داشتند … اینبار فرق داشت … پرواز نشست و چراغ کمربندها خاموش شد … چرا کسی تکون نمیخورد ؟ چرا کسی حرف نمی‌زد؟ درب باز شد و انگار … وارد فرودگاه شدیم … بوی ایران … اینقدر اشک از چشمانم سرازیر بود که نمی‌تونستم درست ببینم… چند خانم زیبا رو آمدند جلو و گفتن به تهران خوش آمدید … یکیشون موهای بلند و زیبایی داشت یکی دیگه بالای سرش بسته بود و گل سر زیبایی هم بهش زده بود گفتم من پاسپورتم … گفتن می‌دونیم نگران نباشید و بفرمایین هیچ کس نه اخمی داشت و نه طلبکار بود نمی‌دونم چرا ترسی نداشتم … وارد صف گمرک شدم وقتی به گیت رسیدم مرد جوانی با لبخند مدارکم رو گرفت و گفت به ایران خوش آمدی گفت می‌تونید وارد بشید و لذت ببرید فقط برای پاسپورت جدیدتون اقدام کنید گفتم همین؟ لبخندی زد و گفت: خوشحالم که برگشتید به ایران آزادمون باورم نمی‌شد … ایران آزادمون ….! این داستان ادامه دارد … پاینده ایران آزاد یکپارچه #جاویدشاه

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۶ پاسخ دیگران
نمایش ۹ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «روزی که برمی‌گردم» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗