قنات و تونل

#دلنوشته
جالب است تفاوت آدمها...
هر دو دل کوه را میشکافند. هر دو در تاریکی زیر زمین پیش میروند. هر دو سالها عرق میریزند و عمر و ثروت خرج میکنند.
یکی قناتی کند.
نیاکان ما با کلنگ و چراغ پیهسوز، چاهبهچاه در دل خاک پیش رفتند تا رگی از آب بیابند و آن را بیصدا از زیر پای کوه به دشتی تشنه برسانند. قنات کندند تا در سرزمینی کمباران، ده سبز شود، گندم بروید و کودکی از جوی آب بنوشد. هزاران سال زیر زمین کار کردند تا روی زمین زندگی جاری باشد.
و یکی تونل میکَند.
در همان خاک، زیر همان کوهها. نه برای آب، برای موشک. شهرهای زیرزمینی میسازد تا جنگافزار پنهان کند، و دست گروههای تروریست را در سرزمینهای دیگر میگیرد تا آنها هم زیر خانههای مردم تونل بکنند. ثروت یک ملت را به دل سنگ میریزد تا مرگ را انبار کند.
و در همین حال، قناتها یکییکی میخشکند. دشتها فرو مینشینند، رودها به خاک میرسند و مردمی که روی گنجی از آب و خاک و تاریخ نشستهاند، تشنه میمانند.
خاک یکی است. کوه یکی است. سرزمین یکی است.
آنچه این دو را از هم جدا میکند، نه ابزار است و نه مهارت ، که نیّتی است که در دل دارند.
یکی زمین را میشکافت تا زندگی از آن بجوشد،
دیگری زمین را میشکافد تا مرگ در آن بخوابد.
و شاید این است راز آدمی، و راز هر حکومتی:
هیچکس با آنچه در دست دارد سنجیده نمیشود،
بلکه شاید با آنچه از دستش جاری میشود.
#جاویدشاه