← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

ایرانم، تو فقط بخند

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#دلنوشته ایرانم من هیچ نمیخواهم … تو فقط بخند … ایرانم ، منم فرزندت … فرزندی که به نام تو رشید و رعنا شد … می‌نویسم برایت که بگویم من … از تو هیچ نمی‌خواهم ، تو فقط بخند … من نه جوانیم رو از تو می‌خواهم و نه تن مادر خفته بر خاکت سالهای دور از تو ، مرا تشنه بوی باران بهاریت کرد ، اما منِ تشنه لب ، باران را هم نمی‌خواهم … تو … فقط بخند … طلوع خورشید را در سرزمینهای دور از تو دیدم و گریستم با دلتنگی سحر لب کارونت … من سوی چشم هم نمی‌خواهم ، تو فقط رنگین شو از رقص خورشید بر موج‌های خلیج همیشه پارست ، یعنی … تو فقط بخند … سالها شنیدم سوز نِی و رقص زنجیر‌های دف زنان … من از تو چه‌چهه غناری هم نمی‌خواهم … تو فقط بخند … از خانه گذشتم و نفت و آب و برق از سفره کف دادم … از تو نان هم نمی‌خواهم … تو فقط بخند … ندارم از جان عزیزتر ولی در راه آزادیت بی منت جان هم نمیخواهم … تو اما … فقط بخند … یعنی اینقدری عاشقت هستم که از تو ، خود که هیچ ، خدا را هم نمی‌خواهم … تو فقط بخند … من هرچه دارم فدای تو باد … تا تو آزاد در دست نگهبانت ، پادشاه سرزمینم باشی و از آن روز … تو … فقط بخند … پاینده ایرانم #جاویدشاه @PahlaviReza

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «ایرانم، تو فقط بخند» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗