من آن جلبک سبز لب جوبم

#دلنوشته
من آن جلبک سبز لب جوبم
میدونم که امروز یا که فردا ، آب مرا خواهد شست و خواهد برد
میدونم که دم غروب زیر پای عابران خسته از روزمرگی له خواهم شد
میدونم …
اما عشقی در دل سبزینه من هست که بی پروایم کرده
بی پیله یا شیله بی شکوِه و نجوایم کرده
من هر روز به عشق گرمای خورشید با تمام وجود ، سبزی طراوت را فریاد میزنم …
من عاشقم …