← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

من آن جلبک سبز لب جوبم

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#دلنوشته من آن جلبک سبز لب جوبم می‌دونم که امروز یا که فردا ، آب مرا خواهد شست و خواهد برد می‌دونم که دم غروب زیر پای عابران خسته از روزمرگی له خواهم شد می‌دونم … اما عشقی در دل سبزینه من هست که بی پروایم کرده بی پیله یا شیله بی شکوِه و نجوایم کرده من هر روز به عشق گرمای خورشید با تمام وجود ، سبزی طراوت را فریاد می‌زنم … من عاشقم …

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «من آن جلبک سبز لب جوبم» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗