آقابزرگ و جعبهٔ اسباببازی


#داستان آقا بزرگ و جعبه اسباب بازی (کمی حوصله کنید و بخونید)
عصر شده بود و تازه از مدرسه برگشته بودم
اونروز امتحان علوم داشتم و اصلاً خوب جواب نداده بودم
خیلی کلافه و ناراحت بودم. گوشه حیاط نشسته بودم و سنگ پرت میکردم تو حوض وسط حیاط.
آقا بزرگ از بیرون اومد و من رو کلافه دید و پرسید
- چی شده پسر؟ چرا ناراحتی؟
+ هیچی آقا بزرگ … امتحان علومم رو خراب کردم … دیشب تا دیر وقت دعا میکردم که آسون باشه و راحت جواب بدم ، اما معلم نامرد خیلی سخت گرفته بود
- دعا …؟ دعا کردی …؟
+ آره دیگه خانم بزرگ همیشه میگفت هرچی از خدا بخوای بهت میده…
- خانم بزرگ نگفت از خدا بخواه توانش رو بهت بده؟
+ …
- من یه کاری دارم باید برم اما سه روز دیگه بیا خونه من تو کارگاه یه چیزی با هم درست کنیم اگه دوست داری
دو سه روزی گذشت و همچنان ناراحت بودم. حس میکردم آدم ناتوانی هستم. احمقم و درسهارو نمیفهمم.
رفتم پیش آقا بزرگ. وقتی رفتیم تو کارگاه همه چراغهارو بسته بود و فقط چراغ رو میزی روشن بود. چندتا تیکه چوب روی میز بود و چندتا پیچ.
آقا بزرگ گفت: بشین اینجا و با این چوبها یه جعبه درست کن که اسباب بازیات رو بتونی توش بذاری
نگاه کردم و برام هیجان انگیز بود. نشستم و چوبهارو برداشتم و کنار هم گذاشتم. اینور اونور کردم و گفتم چطوری؟
آقا بزرگ نشست کنار میز و گفت: با پیچها دیگه
+ اما من که پیچ گوشتی ندارم…؟
- پس ابزار لازم داری … همینطوری با دست خالی نمیشه
بعد چراغ اتاق رو که روشن کرد دیدم یه جعبه ابزار کمی اونورتر روی میز بود.
توش گشتم و پیچ گوشتی رو پیدا کردم … اما هرچی نگاه کردم نمیدونستم کجا باید پیچها رو بزنم و چی رو به چی وصل کنم
کلافه شده بودم و گفتم آقا بزرگ من که نمیتونم … بلد نیستم و نجار نیستم. من هیچ کاری بلد نیستم.
لبخندی زد و گفت: تو کشوی اول میز یه برگه هست که نشون میده چطوری یه جعبه رو بسازین
باز کردم و دیدم قشنگ با شکل نشون داده… مشغول شدم و تیکه به تیکه بهم وصل کردم. باورم نمیشد بدون کمک آقا بزرگ داشتم یه جعبه خوشگل میساختم.
تموم که شد آقا بزرگ گفت دیدی میتونی؟
یادت باشه برای هر کاری و هر موفقیتی به ابزار احتیاج داری. اما از اون مهمتر به دانش.
کتاب برای تو یه ابزاره و مطالبی که یاد میگیری میشه دانشت.
اگه صدها شب هم دعا میخوندی اون جعبه ساخته نمیشد. ..
هموطنم ، رفیقم و پاره تنم
انقلاب ملی ما با نشستن و دعا کردن و یا حتی دلخوش بودن و نگاه کردن و تنها باور داشتن پیروز نمیشه…
این من و شما هستیم که باید از ابزار همت و اتحادمون قدرت بگیریم …
با دانش و آگاهی امروز و حتی بیشتر در فرداست که میتونیم جعبه آزادی ایرانمون رو بسازیم…
ما با همت و قدرت خودمون پیروز این میدان خواهیم بود
#جاویدشاه