ایرانم

#دلنوشته
ایرانم ...
حال من بی تو امروز ... چون خسته پیری نشسته در قایقی است که بر خاک خشک رودخانه ای صبورانه نشسته ...
میداند که روزی آبی روان آزادنه در این رود جاری بود ... میداند که هر سوی رودخانه سبز بود...
نشسته بر خاک و نه به عقب می تواند برود و نه به جلو پارو زند ...
اما آسمان این خاک هم ، روزی بارانی میشود...
بستر این رود پر ز آب و ...
رسیدن به آزادی حتی پارو زدن نیازی نخواهد بود ...
این رودخانه پر مهر همان ایران با عزت پادشاهیست
#جاویدشاه