← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

کتابِ راه آزادی

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
راه آزادی ایرانمون یک کتاب پر رمز و راز تاریخه که به قلم ما نوشته می‌شه برای فصل به فصل و خط به خطش باید فراز و نشیبهای زیادی رو زندگی کرده باشیم تا این کتاب رو بنویسیم. اگه قرار بود همه چیز یکنواخت باشه و یکسان ، اگه قرار بود شبیه کتابهای دیگه باشه ، خب شاید چند صفحه کافی بود. یا حتی چند خط تکراری. هر فصلی پایانی داره. همونطور که هر خطی یک نقطه داره. نباید هر اتفاق تلخ و شیرین رو پایان کتابمون قلمداد کنیم. این کتاب با فصل تلخ ۵۷ شروع شد. به فصل پر درد جنگ با عراق رسید. فصلهای کوچک و بزرگی رد شد تا به فصل پر هیاهوی ۸۸ رسید. فصل خونین ۹۶ و ۹۸ نامهای زیادی رو از ادامه کتاب محو کرد. به فصل پر صدای ۴۰۱ رسید. فصلی که جمله اولش این بود … مهسا امینی کشته شد … جنبشی شکل گرفت که نظیرش در هیچ کتاب تاریخی نبود. جوانانی جاویدنام شدند تا نوید نزدیک شدن به فصل پایانی رو بدن. در میانه فصل بود که ایران ، رنگین کمانی به آسمانش نقش بست. فصل ۴۰۲ و ۴۰۳ ، شور انقلابی رو در نقش‌های مردم ایرانمون پر رنگ کرد. شاه ایران دوباره از مردمش قدرت گرفت تا به جهانیان صدای انقلاب ملی ایران را برساند. تا ویراستار کتاب تاریخ آزادی ایران شود. فصل ۴۰۴ آتش جنگ را دوباره شعله‌ور کرد. اینبار جنگی که نه میان اسرائیل و ایران بلکه میان صدای آزادی و اشغالگران این خاک بود. امروز … فصل آخر را زندگی می‌کنیم … تا پایان این کتاب و پیروزی نور بر تاریکی شاید تنها چند پاراگراف مانده باشد. این کتاب هم ، همچون تمام کتابهای دیگر پایانی دارد. بیاید پایانش را با این جمله بنویسیم ایرانمان آزاد شد … پاینده ایران #جاویدشاه

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۱ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «کتابِ راه آزادی» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗