سرابِ زندگی مجازی

دنیای مجازی حس آن کسی که دوست داشتیم که باشیم را بدون اینکه باشیم به ما داد.
یکی با جیب پوسیده در عمارت میلیون دلاری قدم زد. یکی بی همسر ، مادری کرد.
یکی کارشناس معماری ، روانکاوی شد و گردش زیر بارلن تجویز کرد ، یکی ناجی استخر ، طبع شعرش موج میزد.
یکی تکنسین دیزل دوچرخه بخش نرم افزار ، دکتری شد با ویزیتهای چند مایه
یکی عَلَم کش هیئت آقاشون ، بی دین و خسته از خرافاتش فریاد خدا ناباوری سر داد
اونکه در غربت و دور از وطن بود ، میزبان ایران و ایرانی شد و محفلی پر زرق و نوش برپا کرد
یعنی راحت بگم دنیای مجازی سم رویا را زندگی کردن شد.
هموطنم ، رفیقم و پاره تنم
مبادا به تصور ایران آزاد در این دنیای مجازی ، آزادانه رویاها را زندگی کنیم و در واقعیت تشنگی راهمون رو از دست بدیم.
مبادا دلخوش به سرابها بشیم و از دویدن به سوی چشمه آزادی دست بکشیم.
و کلام آخر …
مبادا مبارزه برای آزاد سازی ایرانمون رو در مجازی تصور کرده و دنبال کنیم… وگرنه ترسیم یک ایران قشنگ کاری نداره.
واقعیت را دریابیم
پاینده ایران
#جاویدشاه