خداحافظ سرزمینم

از پنجره بیرون رو نگاه میکردم
توی ماشین یه آهنگ ترکی داشت پخش میشد
کسی حرف نمیزد
به فرودگاه نزدیک میشدیم
داغ بودم و نفسم به شماره افتاده بود
یعنی این آخرین باری بود که سرزمینم ایران رو میدیدم؟
یعنی این بو ... این خیابونهای پر از صفا ...
یعنی دیگه قرار نبود از تو کوچه ها بوی نون رو حس میکردم
یعنی صدای میوه فروش و نوبرونه دیگه تموم ؟
چقدر بدم میاد از خداحافظی
چقدر بدم میاد از پایان چیزی که دوست دارم
چقدر بدم میاد از رفتنهای اجباری
خداحافظ سرزمینم ...