← بازگشت به دل‌نوشته‌هادل‌نوشته‌ها

در روزگاری که این خاک به دست نا اهلان بود

آراموفن
تصویر 1 همراه پست اصلی در ایکس
تصویرِ همراه پست اصلی در ایکس
#دلنوشته در روزگاری که این خاک به دست نا اهلان بود … تنها گناه من… بودن بود … ایرانی بودنم گناه بود … وطن دوست بودن جرم… خوشحال بودن گناه بود و درد تنها سرمایه و نرم…! بودن گناه بود و مردن عزت …! سهم من بی قیمت و بخت بد قسمت …! نه لباس سفید پاک بود و نه در باغ ما تاک …! برف بوی تعفن می‌داد و آب دریاچه خون …! خود بودن آرزو … شرافت رنگی نداشت و کرامت بی صفا لیاقت به نبودن بود و حماقت بی ریا… می‌نویسم بود … چون …! می‌جنگم برای بودن … خود بودن … من بودن … می‌جنگم برای ایرانی بودن … برای شرافت…! #بازگشت_به_ایرانیت

متن از آرشیو پست‌های عمومی ایکس برداشته شده و عنوان این صفحه برچسبی برای کتابخانه است. عکس‌های پست اصلی از همان پست یا رشته‌اند؛ تصویر جلدیِ جداگانه، اگر باشد، با برچسب مشخص شده است.

دیدن نوشتهٔ اصلی در ایکس ↗

بازخورد در X

برخی از پیام‌های شما

نمایش ۱ پاسخِ آراموفن
دیدن همهٔ پاسخ‌های زنده در X ↗
پس از خواندن

گفت‌وگو دربارهٔ این نوشته

نظرت دربارهٔ «در روزگاری که این خاک به دست نا اهلان بود» چیست؟ دیدگاه‌ها پس از تأیید، فقط زیر همین نوشته نمایش داده می‌شوند.

باز کردن گفت‌وگو در صفحهٔ مستقل ↗