در روزگاری که این خاک به دست نا اهلان بود

#دلنوشته
در روزگاری که این خاک به دست نا اهلان بود …
تنها گناه من…
بودن بود …
ایرانی بودنم گناه بود …
وطن دوست بودن جرم…
خوشحال بودن گناه بود و درد تنها سرمایه و نرم…!
بودن گناه بود و مردن عزت …!
سهم من بی قیمت و بخت بد قسمت …!
نه لباس سفید پاک بود و نه در باغ ما تاک …!
برف بوی تعفن میداد و آب دریاچه خون …!
خود بودن آرزو …
شرافت رنگی نداشت و کرامت بی صفا
لیاقت به نبودن بود و حماقت بی ریا…
مینویسم بود … چون …!
میجنگم برای بودن … خود بودن … من بودن …
میجنگم برای ایرانی بودن … برای شرافت…!
#بازگشت_به_ایرانیت