دلم لک زدهاست برای آغوشهایی که نمیشناسم اما

دلم لک زدهاست برای آغوشهایی که نمیشناسم اما …
بوی شرافتشان شهر را گرفته است…
و آنها را در آن روز بلند هم نخواهم شناخت
که با چشمانی بسته…
بوی آزادی را حس خواهم کرد…
و خواهم شنید بانگ جاویدشاه و حق حق شوق دیدار را…
که در آن روز … زندگی باید کرد ذوق دیدار را
#جاویدشاه